نماز جلوه ای از بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبودیت و عبادت است.
آنکه بنده آفریدگار است و این بندگی را احساس می کند و می داند و باور دارد، در برابر او مطیع فرمان است و در پیشگاهش سر بر خاک می نهد و قامت خم می کند و به سجده می افتد و با وی راز می گوید و نیاز می طلبد و آن خالق بی همتا را که سر رشته دار اوست به عظمت و پاکی می ستاید.
فلسفه آفرینش انسان، بندگی و عبادت و عبودیت است.این صریح کلام الهی در قرآن کریم است که می فرماید:
« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» ذاریات، آیه ۵۶
جن و انس را جز برای پرستش و بندگی خود نیافریدیم.
روح عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگر خوب رهبری نشود به عبادت بت و طاغوت می گراید.مثل میل به غذا که در هر کودکی هست ولی اگر راهنمایی نشود، کودک خاک می خورد و لذت هم می برد. بدون هدایت صحیح و این گرایش فطری انسان به عشق های زودگذر پوچ یا به پرستش های بی محتوای انحرافی دچار می شود.
بهترین عبادت ها آنست که:
۱-آگاهانه باشد
دو رکعت نماز انسان آگاه و دانا، از هفتاد رکعت شخص نادان برتر است و عبادت کننده ناآگاه همچون الاغ آسیاب است ولی پیش نمی رود.
امام صادق (ع) فرموده است:کسی که دو رکعت نماز بخواند و بداند با که سخن می گوید، گناهانش بخشیده می شود.
در این صورت است که نماز معراج روح می شود و عامل بازدارنده فساد و موجب قرب به خدا.
۲-عاشقانه باشد
عبادت بی حال و از روی سستی و خمودی نشانه نداشتن شور و شوق نیایش و نجوا با پروردگار است.
آنانکه از عبادت لذت نمی برند همچون بیمارانی هستند که از غذای لذیذ لذت نمی برند.اگر این شور و عشق باشد دیگر چندان نیازی به تبلیغ و تشویق و تحریک از بیرون نیست، بلکه انگیزه درونی انسان را به عبادت وامی دارد و آن گونه که برای دیدار یک شحصیت معروف و محبوب لحظه شماری می کنیم و از آن دیدار مسرور می شویم از عبادت هم به وجد و نشاط می آییم.
۳-خالصانه باشد
هیچ چیز همچون ریا و خود نمایی و مردم فریبی آفت عبادت نیست. و از آن طرف هیچ چیز چون خلوص ارزش آفرین عبادت و نماز نمی باشد. البته داشتن اخلاص در عبادت بسیار دشوار است و دل و جان را از وسوسه های ابلیسی رهاندن رنجی بزرگ دارد و همتی بلند و ارادهای نیرومند می طلبد.
عبادت تا خالص نباشد در درگاه الهی پذیرفته نیست و تنها پیشانی بر خاک زدن و قرائت تام داشتن و صف اول جماعت ایستادن و ... ملاک نیست. باید نماز و و بندگب از رنگ ریا پاک و به رنگ الهی آراسته باشد تا به خدا برسد.تعبیر قرآن چنین است:
« و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین » بینه، آیه ۵
هیچ دستوری عبادی برای مردم نیامده مگر آنکه امر به اخلاص در آن شده است.
۴-خاشعانه باشد
خشوع حالت قلبی انسان در عبادت است و نتیجه توجه کامل به به مقام بندگی در آستان الهی است.آنکه نیاز و عجز خود را می داند و عظمت .و کمال الهی را می شناسد و در عبادت خود را در برابر آن خدای بی همتا و آگاه می یابد دل حالتی متناسب با این حضور پبدا می کند قلب خاشع می شود نگاه افتاده می گردد توجه از هر چیز بریده و به معبود متوجه می شود.
قرآن در توصیف مومنان و عبادتشان می گوید:
«الذین هم فی صلاتهم خاشعون» مومنون، آیه ۲ در نمازشان خاشعند.
۵-مخفیانه باشد
رسول خدا فرموده است:« اعظم العباده اجراً اخفاها » پاداش عبادتی بزرگتر و بیشتر است که مخفی تر باشد. این برای آن است که عبادت (به خصوص عبادت های مستحب) در حضور جمع، زمینه بیشتری برای تظاهر و ریا و در نتیجه کاهش پاداش، پدید می آورد. البته ای در مواردی است که اسلام خود امر به عبادت آشکار نکرده باشد، همچون نماز جماعت در مسجد که از نماز تنهایی برتر است.
شیطان دشمن رستگاری انسان است و سوگند خورده که همواره در راه انسان چاه گمراهی و پرتگاه گناه بکند و همچون خود انسان را هم جهنمی کند. از این رو برای تباه ساختن عمل عبادی انسان دام
می گسترد و عبادت اورا فاسد می سازد.
از راه ریا خراب کردن نیت
به صورت عجب و خودپسندی به خاطر عبادت
یا از طریق سلب توفیق
و ... یا از راه کشاندن به گناه که موجب تباه شدن و هدر رفتن زحمت انسان در طریق بندگی می شود.
کشاورزی که محصول زحمت های فرسایش، باجرقه ای می شوزد و دود می شود، آب زلالی در لیوان، که با افتادن حشره یا خاک، آلوده می شود.
عبادت هم گاهی با آفت ریا ، ازبین می رود و عبادت با عجب، نماز با ریا، صدقه با منت و حسنات با غیبت دود می شود و از آن چیزی باقی نمی ماند.